خرید بک لینک
* خواب ریاضی...* خواب دیدم میخوانم ایگرگ زگوند خنجر دیفرانسیل هم گشته کن د از سر هر جایگشتی میپرم دامن هر اتحادی میدرم شیب هر خط را به تندی میدوم گوش هر ایگرگ وشی را میجوم گاه در زندان قدر مطلقم گاه اسیر زلف حد و مشتقم گاه خط را موازی میکنم با توان ها نقطه بازی میکنم لشگری تمرین دارم بی شمار تیمی از فرمول دارم در کنار ناگهان دیدم توابع مرده اند پاره خط و نقطه ها پژمرده اند کاروان جذر ها کوچیده است استخوان کسرها پوسیده است هیچکس را زین مصیبت غم نبود صفر

برچسب: نویسنده: سارا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 30 آذر 1401 ساعت: 20:08

صفحه بندی